ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

228

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) وابستگان بوده است ، يزيد بن هرمز ان شاء الله مورد اعتماد بوده است . عمير بن اسحاق از مردم مدينه بوده كه به بصره كوچ كرده و آن جا ساكن شده است ، محدثان بصره همچون ابن عون و جز او از عمير بن اسحاق روايت كرده‌اند و هيچ كس از مردم مدينه از او چيزى روايت نكرده است ، عمير بن اسحاق گاهى از ابو هريره و جز او روايت كرده است . گويد ، روح بن عبادة ، از ابن عون ، از عمير بن اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است آن گروه از ياران حضرت ختمى مرتبت كه محضرشان را درك كرده‌ام بيشتر از آن گروهى بودند كه پيش از من در گذشته‌اند و هرگز مردمى را آسان‌گيرتر و خوش‌روش‌تر از آنان نديده‌ام . ابو يزيد مدنى از مردم مدينه بوده و به بصره كوچ كرده است ، عوف و ديگر محدثان بصره از او روايت كرده‌اند و او از ابن عباس و جز او روايت كرده است . معاوية بن قرة بن اياس بن هلال بن رئاب بن عبيد بن سواءة بن سارية بن ذبيان بن ثعلبة بن سليم بن اوس بن مزينة ، كنيه‌اش ابو اياس و محدثى مورد اعتماد و او را حديثهايى بوده است . گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از خالد حذّاء ما را خبر داد كه مىگفته است * از معاوية بن قره پرسيدند پسرت چگونه است ؟ گفت چه نيكو پسرى است كار دنياى مرا كفايت كرده و مرا براى آخرت خودم آسوده بال ساخته است . عبد الله بن بريدة بن حصيب اسلمى .